تبليغاتX
عشق مهستی

عشق مهستی

 

صاحبه رادیو زمانه با نادره سالارپور، برادرزادهء مهستی عزیز :

نادره سالارپور، برادرزادهء مهستی، برایمان از این بحث‌ها گفت:

می‌توانم به جرأت این را بگویم که ما نزدیکترین کسان مهستی بودیم و مهستی به هیچکدام‌مان هرگز نگفت که مسیحی شده یا گرایشی پیدا کرده است. من می‌دانم که مهستی زن بسیار معتقد و با خدایی‌ بود. به هر خانهء خدا که می‌رفت، دعا می‌کرد و شمع روشن می‌کرد. می‌دانم کنار خانه‌اش هم کلیسا بود. گاهی آنجا هم می‌رفت و شمع روشن می‌کرد. ولی به مسجد هم فراوان می‌رفت. هر شب جمعه مدتها بود می‌رفت برای دعای کمیل.

 اگر به خانه‌اش وارد می‌شدید، از ون یکاد و سورهء قرآن پر بود. می‌دانم که در قلبش به یقین به خدا ایمان داشت. نمی‌دانم این عکسهایی که می‌گویند چیست، از کجا گرفته‌اند. اما هر چه هست، حتا اگر واقعیت داشته باشد، مهستی هرگز راجع به آن با ما حرفی نزد. واقعاً مهم هم نیست که انسان دین‌اش چیست، مهم خداپرستی و انسان خوب بودن است.

خود ما، خانواده‌اش، هرگز به این فکر نمی‌کنیم که آیا مهستی مسیحی شده بود یا نه. چه فرقی دارد. همهء ادیان، ادیان خدا هستند. به هر حال من فکر نمی‌کنم که مهستی مسیحی شده بود، چون حداقل به یکی از ما می‌گفت که این کار را کرده است.

امتیاز پخش مراسم خاکسپاری مهستی به یک شبکه‌ی تلویزیونی فروخته شده است. آیا این قضیه صحت داشت؟

نه، هرگز چنین چیزی نبود. زمانی که مهستی بیمار و در منزل دخترش بود، یکی از این شبکه‌های تلویزیونی که شبکهء «تپش» است در تماس بودند. آنها خیلی به مهستی نزدیک بودند. مهستی غیر از ما که خانواده‌اش بودیم، خانوادهء هنری‌اش را هم داشت که خیلی دوستش داشتند و مرتب با او تماس می‌گرفتند. صدایش را پخش می‌کردند.

آنها مرتب با دختر مهستی در تماس بودند. بعد هم که مهستی فوت کرد، تنها تلویزیونی که پیشنهاد کرد مراسم را پخش کند همین شبکهء «تپش» بود. هیچکدام از تلویزیون‌ها به خانواده‌ی او پیشنهادی برای این کار ندادند. چون ما هم کار این تلویزیون را می‌دانیم که چقدر خوب است و همه دیدیم که چه مراسم زیبایی را توانستند برگزار کنند، دختر مهستی، سحر، موافقت کرد که این کار را انجام دهند.

هیچ چیز خصوصی با هیچ تلویزیونی نداشت و هیچ پولی رد و بدل نشده است. این حرفها فقط شایعه است و مهستی متعلق به همهء رسانه‌هاست. تلویزیون «تپش» هم این کار را فقط به خاطر این کرد که از روز اول که این مسایل پیش آمد، خودش دواطلب شد و تماس گرفت. گفت ما می‌توانیم این کار را بکنیم و اصلاً این موضوع نیست که امتیازش به یک تلویزیون فروخته شده است. این واقعاً درست نیست.

در تصاویری که از مراسم تشیع جنازه پخش می‌شد، محوطه‌ء گورستان وست وود در لس‌آنجلس پر نبود و گفته می‌شد که تعداد زیادی از مردم پشت درگورستان هستند و بخاطراینکه نظم مراسم بهم نخورد و از آن مدلی که می‌خواهند مراسم برگزار شود خارج نشود، به مردم اجازه داده نمی‌شود که وارد گورستان بشوند. اینطور بود؟

این گورستان که مهستی،هایده ، آقای نادر نادرپور و تعدادی از هنرمندان عزیز ما در آن به خاک سپرده شده‌اند، واقعاً مسئله دارد. برای اینکه خیلی قبرستان کوچکی‌ست و مسئولان در آنجا نزدیک بود اصلاً اجازه ندهند که حتا ما این کار را بکنیم.‌ برای اینکه برای خاکسپاری هایده، چند سنگ قبر ترک برداشت و شکسته شد.

اینها شدیداً ناراحت و نگران بودند که حالا چه خواهد شد. آن بخشی که ما مهستی را خاک کردیم، بخش کوچکی‌ست در آن قبرستان. بنابراین اگر مردم می‌آمدند جلو، اصلاً امکان خاکسپاری نبود. وقتی هم که مراسم خاکسپاری تمام شد راه را باز کردند و مردم آمدند جلو. پس‌فردای آن روز که ختم مهستی در همان گورستان وست وود برگزار شد همه آزادنه آمدند و شرکت کردند.

آیا خانوادهء مهستی برنامهء خاصی دارند برای گردآوری کارهای منتشرنشده‌ء او، اعم از ویدئوها،‌ کارهایی که ممکن است به‌صورت  CD یا DVD در دسترس نباشد، تا به‌صورت یک مجموعهء مدون در اختیار دوستداران مهستی بگذارند؟

مهستی با چند کمپانی کار می‌کرد که کارهایش بیشتر در دست این کمپانی‌هاست. پیش از اینکه فوت کند، یکی‌ـ دوتا آلبوم جدید درست کرده بود که یکی دو قطعه‌اش را شنیده‌اید، ولی هنوز به بازار نیامده و به امید خدا به بازار خواهد آمد. این کار به‌دست آن کمپانی‌هایی‌ست که با مهستی قرارداد داشتند.

 آنها کارها را‌ آماده کرده‌اند. فقط من می‌دانم دختر مهستی، سحر، لباس‌های مهستی را به حراج خواهد گذاشت که پولش را بدهند به انجمن‌های مبارزه با سرطان.

منبع:http://www.mahasti.org/MAHASTI.htm

+ نوشته شده در جمعه 30 شهریور1386 12:40 بعد از ظهر توسط آرزو و میثم |


 

چه خاطراتی رو از ایران با خودتون مرور می‌کنید؟


ایران برای من همه‌اش خاطره بوده، چه از بچگی و اون کوچه باغ‌ها که می‌رفتیم و شادی‌ها که دیگه هیچ وقت به وجود نخواهد آمد و چه خاطره روز اولی که من کار هنری مو در رادیو شروع کردم. در استودیو هشت که با یک ارکستر شصت نفره، زنده برنامه اجرا کردم با شادروان آقای پرویز یاحقی و آقای معروفی …

خانم مهستی غربت یعنی چی؟


برای من تعریفی نداره. باز هم خوشحالم که با هم وطن‌ها در لس آنجلس زندگی می‌کنم.

خانم مهستی یادتون می‌یاد اولین آهنگی که خوندید چی بود؟


آنکه دلم را برد و خدایا… گلهای ۴۲۰ .. من عاشق برنامه گل‌ها بودم. کارمو با اون برنامه‌ها شروع کردم.

جوون‌ها الان گلها رو می‌شناسن؟


جوونا خیلی خوب می‌شناسن. جالبه بدونید این کار آخر من که با همکاری هنرمند عزیز آقای شادمهر بود آهنگ‌های تیپ قدیم بود و خیلی ازش استقبال شد. خیلی از جوونا زنگ می‌زنن و می‌گن خانم مهستی ما عاشق آهنگ «ساقی» که در گلها خوندین هستیم یا اون آهنگ «بعد از تو در بستر غم » که تو گلها خونده بودید، نوارشو از کجا پیدا کنیم. این نشون می‌ده که هنوز جوونا گلها رو گوش می‌دن. مثل قدیمی‌ها که دقیقن اونها رو مرور می‌کنن.

شما ساکن دبی هستید؟
خیر

اما اغلب برنامه‌های کنسرت‌تون رو اینجا برگزار می‌کنید…


بخاطر اینکه وقتی دبی می‌یام احساس می‌کنم هم وطن‌هام می‌تونن از نزدیک منو ببینن و احساس نزدیکی با اونها دارم، اونها بوی خاک ایران رو میدن و احساس می‌کنم تو وطنم هستم.

مهستی چند ساله که می‌خونه؟
من الان چهل ساله که می خونم.

عمر بلندی برای یک خواننده است، نه؟


بله خیلی بلند، اما اونقدر عاشق صحنه و خوندن و مردم هستم که هیچ وقت احساس نمی کنم چهل ساله می‌خونم.

قابل توجه همه دوستان عزیز و طرفداران خانم مهستی خواهش میکنم به سایت

Www.Iran-Forum.Net

بروید

و در آنجا به مهستی عزیز برای بهترین خواننده زن

 سال 2007 رای بدهید

با تشکر از شما

+ نوشته شده در شنبه 24 شهریور1386 5:22 بعد از ظهر توسط آرزو و میثم |


DESIGN BY : MINOS X

بنشین کنار من،بنشین که داغونم
اگه موندنی باشم،به عشق تو می مونم
بنشین کنار من،خیلی دلم تنگه
دارم هوای گریه،دلداریت قشنگه
همیشه توی سینه،می زدم تو رو فریاد
وقتی یادت می کردم،گریه مهلت نمی داد
برای درد دلها،یه هم زبون می خواستم
یه جون پناه برای،یه خسته جون می خواستم
بنشین کنار من،بنشین که داغونم
اگه موندنی باشم،به عشق تو می مونم
دلم رو روزگار بد جور،بد جوری سوزونده
به غیر از یک دل عاشق،واسم چیزی نمونده
تویی که بهترین یاری،بقیه ش دست تقدیره
که گاهی دست و پا گیره
آدم وقتی میشه تنها،یه روزی باورش میشه
که از جون خودش سیره،که از جون خودش سیره
بنشین کنار من،بنشین که داغونم
اگه موندنی باشم،به عشق تو می مونم
بنشین کنار من،خیلی دلم تنگه
دارم هوای گریه،دلداریت قشنگه
دلداریت قشنگه




صفحه نخست
پست الکترونیک




نوشته های پیشین

هفته اوّل تیر 1387

هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386


نویسندگان

آرزو و میثم

meysam


پیوندها

هر چی دلت می خواد بگو...!(وب خودمه)
عاطفه جونم (آسمان عشق)
جهنم سرگردان (سعید جان)
مجنون گوگوش
عاشق گوگوش
غوغای عشق در دفتر عشق (مهدی جان)
شمال بهشت
عشق گوگوش
گوگوش یعنی همه چیز
یانگوم جان (جواهری در قصر)
تو شعر نابی با ردیفی از تبسم.....
پوسترهای هنرمندان ایران و جهان
هجرت
وبلاگ طرفداران گوگوش (معین جان)
ستار همسفر خاطره ها
زلال كه باشي آسمان در تو پيداست
از گوگوش بیشتر بدانیم (پوریا جان دوست عزیزم)
داریوش بزرگترین خواننده ایران
عشق جاودان
گوگوش یعنی زندگی (سروان جان)
راز شکفتن
عروس بندر (تارا جون)
طــرفداران مـعـین جاودان صــدای عـشـق
دلسوخته
شعر و مطالب عاشقانه
وبلاگ اختصاصی شهره صولتی
نوش آفرین نازنین عاشق
پرسه های عاشقانه . امید جان


    تعداد بازديدها:

دانلودستان مینوس:ویرایش قالب
برترین قالبها و دانلودها در مینوس
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS



BLOG MEDIA PLAYER

مهستی